شيخ محمد شعيب

23

مرآت الاولياء ( فارسى )

در پيش او شدند و اين بدبخت مكار طعام نمىخورد و شراب نمىآشاميد گفته " شما را چه حالت است كه شراب و طعام نمىخورى ؟ " شيطان گفت " حالت درويشان است « الف » و من درويش بودم تا هركه بدين حالت برسد از طعام و شراب بازماند ، شما را بايد كه خانقاه براى من راست كنيد و پانصد جوانان بدهيد تا ايشان را مانند خود بكنم ايشان همچنان كردند ، چون بخانقاه درآمدند لعين اسباب ملاهى چون چنگ و رباب و غير ذلك پيدا كرد و اعمال او بجوانان آموخت چنانچه بعضى از مكاشفات نيز بديشان نمود چنان كه حور و قصور و براق و طعام لذيذ و چراغها و باغها و جامهاى خوب و جاهاى بلند و ميوه‌هاى گوناگون و تختهاى بلكه بر تخت ديوان نشاندند ، مىگفت كه اين خداى هست ، ايشان سجده كردند ، همگى بدين نوع كافر شدند و چون اين احوال در ميان صوفيان جاهل و عامى تا اين غايت باقى است زيراكه جاهلان را در خلوت درآرند و رقص و سماع و سرود مىكنند ، بعضى مىگويند كه ذات خداى ديدم و بعضى گويند صفات خداى ديدم و بعضى گويند كه حور و باغ ديدم - پس پرهيز بكنيد از صوفيان جاهل كه از آن شيطان بدتراند بلكه خود شيطان‌اند كه حق سبحانه در كلام اللّه شيطان جن و انس ياد كرد ، قال اللّه تعالى " مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ " « ب » و چون مدت مزيد شد شيطان از خانقاه برآمد ، تمام پرنغمه و سرود شد و رقص و سماع گشت آن تمام اولاد آدم ( ع ) كافر شدند و متابع « ج » او گشتند و مهلائيل ابن قنين و بقولى ابن قنيان ابن يانش و بقولى شمول و بقولى انوش ابن شيث و بقولى تيت بالتّاءين ذى النّقطتين الفوقانية و از عبد اللّه تا عدنان بيست و يك نفراند « د » از پدران آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم هيچ شائبه در آن نيست و اتفاق دارند بر آن‌همه محدثان و مؤرخان و ارباب سير و لكن در ما فوق عدنان « ه » تا آدم عليه السّلام اختلاف بسيار است و مادر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم آمنه بنت

--> ( الف ) غح ، عر - اين حالت ( ب ) النّاس 6 . ( ج ) غح ، عر ، - تابع ( د ) رجوع كنيد به تيسير البارى شرح بخارى از علامه وحيد الزّمان طبع امجد اكادمى لاهور ( ج 3 ص 227 ( ه ) ر ك به ج 8 ص 14 .